هیچ چیز
البته هر چی که نمیشه نوشت ولی خوب از هیچی بهتره
یه وقتایی نوشتن چیزایی که ذهنت رو پر کردن و دارن مغزت رو منفجر می کنن خیلی کمک می کنه
یه وقتایی کم کردن سرعت زندگی و به آهستگی رفتن خیلی خوبه
یه وقتایی آروم نفس کشیدن و به صدای نفس ها گوش کردن خیلی لذت بخشه
یه وقتایی خوبه که حتی موقتی هم شده به چک هایی که نتونستی وصولشون کنی فکر نکنی شایدم به وام هایی که چند وقت دیگه سررسیدشونه
یه وقتایی خوبه که یه جا بشینی و هیچ کاری نکنی هیچ کاری جز گوش دادن به صدای محیط و نگاه کردن به اطراف بدون قضاوت و داوری بدون خوب و بد فقط نگاه کنی و دچار احساسی نسبت به اونچه که می بینی و می شنوی نشی
یه وقتایی خوبه سازی رو که سالهاست باهاش غریبه ای رو دست بگیری و هرچند ناشیانه ازش صدایی دربیاری فقط برای خودت
فقط برای خودت
یه وقتایی خوبه که کتابی رو که چند سال پیش نیمه کاره رها کرده بودی بخونی
یه وقتایی خوبه که به صدای آب جاری گوش بدی و یه چیزایی بشنوی
یه وقتایی خوبه که فکر کنی هیچ چیز تو زندگی ارزش غصه خوردن نداره
هیچ چیز
هیچ چیز
واقعا هیچ چیز