صبحی که گند شروع بشه ، گند ادامه پیدا می کنه و افتضاح تموم میشه

برای گند شروع شدن نیاز به شرایط پیچیده ای نیست

کافیه که وقتی که چشمات رو به زور  باز میکنی و سعی میکنی تکونی به خودت بدی تمام تنت مثل چوب خشک شده باشه ، مهره های گردنت صدا بده و حال نداشته باشی که بری دوش بگیری  و صورتت رو اصلاح کنی ، ولی بری دوش بگیری و بعد بری صورتت رو اصلاح کنی ، ببینی که ریشت نامنظمه و با چشمان خواب آلودی که پلک هاشون ۲۵ درصد حالت عادی باز هست سعی کنی موهای صورتت رو با قیچی مرتب کنی ، همینطور که نگاهت رو به صورتت در آینه دوختی حواست به موهای ریزی باشه که این ور و اونور پرت میشن ، بعدش تنت بخاره و هر چر دست بکشی به گردن و سینه ات که این مو های ریز رو در بیاری فقط خارشت بیشتر بشه و پوستت قرمز بشه و بعد دوباره مجبور بشی بری دوش بگیری که از شر این خارش خلاص بشی

بعد راه بیفتی بیای سر کار ، سر کوچه سوپری که هر روز ازش یه بربری تازه می گیری بگه دیر اومدی نون تموم شد ....

این احمق نون بربری تو رو که برای یه صبحونه خوب مهم ترین چیزه به یه احمق دیگه فروخته

تازه انگار سرما هم خورده باشی هی آب دماغت سرازیر میشه و فس فس میکنی

بعدشم میری بجای اینکه کارت رو شروع کنی وبلاگت رو باز می کنی و پست های دوستات رو چک می کنی یه چند تا کامنت میزاری و بعد میای با این صفحه کلید یه ذره غر کتبی میزنی و بعد میری به ادامه روز گندت برسی

یه عالمه کار گند داری تا این روز گندت تموم بشه

روز گند خوبی داشته باشی